بیدل دهلوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 711

1. ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستی‌ست

2. در شیشهٔ این رنگ پریزاد شکستی‌ست

3. گوهر ز حباب آن همه تفریق ندارد

4. هرجاست سری درگره باد شکستی‌ست

5. تصویر سحر ‌رنگ سلامت نفروشد

6. صورتگر ما خامهٔ بهزاد شکستی‌ست

7. پیچ و خم عجزیم‌، چه ناز و چه تعین‌؟

8. بالیدن امواج به امداد شکستی‌ست

9. چون رنگ چه‌“‌بالم به غباری‌که ندارم

10. از خویش فراموشی من یاد شکستی‌ ست

11. تنها دل عاشق تپش یأس ندارد

12. هرشیشه تنک مشرب فریاد شکستی‌ست

13. بیدل نخوری عشوهٔ تعمیر سلامت

14. ویرانی بنیاد تو آباد شکستی ست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* غصه ام خیزد، کای دل، سخن صبر کنی
* وه چرا گویی از آن چیز که نتوانی کرد؟
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* از آتش سودایت دارم من و دارد دل
* داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
شعر کامل
رهی معیری
* سر مرد جنگی خرد نسپرد
* که هرگز نیامیخت کین با خرد
شعر کامل
فردوسی