ابن حسام خوسفی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 31

1. مارا به غیر یاد تو اندر ضمیر نیست

2. دل را دگر ز صحبت جانان گریز نیست

3. یاران ملامت من عاشق رها کنید

4. کاین مبتلای عشق نصیحت پذریر نیست

5. دل عاشق است و پند نمی گیرد اندرو

6. بر وی مگیر زان که برو جای گیر نیست

7. بر من کمان ابروی مشکین چه می کشی

8. خوش خوش بکش به غمزه که حاجت به تیر نیست

9. زلفت نهاد دام بلا در ره دلم

10. آن کیست کو به دام بلایی اسیر نیست

11. چشمی که آن به روی تو روشن نمی شود

12. چون بنگری به دیده معنی بصیر نیست

13. ابن حسام تکیه گه خاک کوی دوست

14. در آستان عشق ازین به سریر نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بس که شب ها دور از آن گل خاک بر سر می کنم
* همچو سبزه صبحدم از خاک سر بر می کنم
شعر کامل
جامی
* بهر قربانی آن چشم سیه باید ریخت
* خون هر آهوی مشکین که به دشت ختن است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
* آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟
شعر کامل
رهی معیری