فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 495

1. بر جمال تو هست خالت نص

2. خط بود نیز بر کمالت نص

3. نزد بینا دو شاهد عدلند

4. خال و خط هر دو بر جمالت نص

5. شاهد خط شود چو شاهد روز

6. خال کتمان کند بحالت نص

7. نزد قاضی شود شهادت رد

8. محو گردد ز خط و خالت نص

9. چونکه آن زور کرد این کتمان

10. چون توان کرد بر جمالت نص

11. نون ابرو وصاد چشمت نیز

12. هر دو هستند بر جمالت نص

13. یک بیک زین دو چون نکول کند

14. هر دو باشد بر انفعالت نص

15. باز چون خال و خط شود بیرنگ

16. هر دو باشند بر زوالت نص

17. بر ثبات خیالت اما هست

18. صورت اول خیالت نص

19. در سر فیض نقش اول حسن

20. هست بر حسن بیزوالت نص


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عارض از کافور و زلف از مشک داشت
* لعل سیراب از لبش لب خشک داشت
شعر کامل
عطار
* چون چاک نگردد دل شمشاد که آن زلف
* غیر از دل صد چاک به خود شانه نگیرد
شعر کامل
صائب تبریزی
* قلم نشانهٔ عقل است و تیغ مایهٔ جور
* یکی چو حنظل تلخ و یکی چو شهد شهی
شعر کامل
ناصرخسرو