فیض کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 710

1. در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن

2. میکشد بهر گل جان خارهای جور تن

3. اینجهان و آنجهان از جان گریبان چاک کرد

4. تا دهد جا جان ما را در درون خویشتن

5. هر که قدر جان پاک ما شناسد چون ملک

6. سجده آرد جان ما را ز آنکه شد جانرا وطن

7. خاک ما دارد شرف بر جان ابلیس لعین

8. ز آنکه این تن داد حق را آن ز حق دزدید تن

9. نور حق پنهان شد اندر خاک از چشم عدو

10. نور آتش دید در خود گفت کی باشد چومن

11. اجر چندین ساله طاعت رفت از دستش برون

12. چونکه پا بیرون نهاد از انقیاد ذوالمنن

13. چون حسد برد و تکبر کافر شد رجیم

14. در پناه حق گریزای فیض زین دو همچو من

15. سعیها دارد بسی ابلیس در اهلاک ما

16. تاتوانی سعی میکن در نجات خویشتن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام
* هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش
شعر کامل
حافظ
* به امیدی که چون باد بهار از در درون آیی
* چو گل در دست خود داریم نقد زندگانی را
شعر کامل
صائب تبریزی
* تا داشتیم چون سرو یک پیرهن درین باغ
* از گرم و سرد عالم پروا نبود ما را
شعر کامل
صائب تبریزی