قدسی مشهدی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 11

1. تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش را

2. خود زدم آتش به دست خود گیاه خویش را

3. شکوه‌ای در دل گذشت از هجر او تیغم سزاست

4. هیچ‌کس چون خود نمی‌داند گناه خویش را

5. همچو خواب‌آلوده از کاروان افتاده دور

6. در تماشایش نظر گم کرده راه خویش را

7. می‌شود معلوم سوز سینه از دود جگر

8. همچو مشک آورده‌ام با خود گواه خویش را

9. گفتم از سوز درون رمزی و دل‌ها شد کباب

10. وای اگر می‌دادم از دل رخصت آه خویش را

11. نیست قدسی شام تنهایی جز او کس بر سرم

12. چون ندارم عزت بخت سیاه خویش را؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حسنی که کامل افتاد ایجاد می کند عشق
* هر قطره اشک این شمع پروانه دگر شد
شعر کامل
صائب تبریزی
* ماجرای عقل پرسیدم ز عشق
* گفت معزولست و فرمانیش نیست
شعر کامل
سعدی
* گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار
* چشم بر خوشه انگور ثریا دارم
شعر کامل
صائب تبریزی