حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 110

1. نگاه ناز او فهمید، راز سینه جوشی را

2. رساند آخر به جایی، عشق فریاد خموشی را

3. چه پرواگر در میخانه ها را محتسب گل زد؟

4. نبندد نرگس مستش، دکان می فروشی را

5. قیامت هم سر از خواب پریشان بر نمی دارم

6. که دارم یادگار طرّۀ آشفته هوشی را

7. تغافل شیوۀ من، گر به فریادم دهد گوشی

8. کنم نازکتر از گل، پردۀ بلبل سروشی را

9. گر از سر بگذرد گلزار را خون دل تنگم

10. لبش چون غنچه نگذارد ز کف، پیمانه نوشی را

11. خدا داده ست در کیش طریقت شیوۀ فقرم

12. من از کتم عدم چون نافه دارم خرقه پوشی را

13. حزین افسانه سنج شمع کلک شعله آشوبم

14. نیم در آستین می پرورد، آتش خروشی را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* پا منه از راه بیرون همچو طفل نی سوار
* گر به ظاهر در کف خواهش عنانت داده اند
شعر کامل
صائب تبریزی
* ملامتگوی عاشق را چه گوید مردم دانا
* که حال غرقه در دریا نداند خفته بر ساحل
شعر کامل
سعدی
* ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست
* میر مست و خواجه مست و یار مست اغیار مست
شعر کامل
مولوی