حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 202

1. کام، آشنا به ماحضر روزگار نیست

2. جز زهر غصّه در شکر روزگار نیست

3. داند کسی که محنت هستی کشیده است

4. دردی بتر، ز دردسر روزگار نیست

5. آسوده اند از غم ایّام، بیخودان

6. در ملک وحشتم، خبر روزگار نیست

7. نعلم چو آفتاب ز جایی در آتش است

8. سودی امیدم، از سفر روزگار نیست

9. دریاب، فیض صبح بناگوش یار را

10. تأثیر فیض، با سحر روزگار نیست

11. زلفش حوالۀ دل شوریدگان کند

12. هر فتنه ای که زیر سر روزگار نیست

13. از خود جدا نشسته و آسوده خاطرم

14. کاری مرا به شور و شر روزگار نیست

15. داری طمع ز دیدۀ شوخ ستارگان

16. آب حیا، که در گهر روزگار نیست

17. چشم بد زمانه بود در کمین ما

18. خرّم کسی که، در نظر روزگار نیست

19. دارد حزین، اگر چه ره عشق خارها

20. امّا، چو راه پر خطر روزگار نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نرگس که فلک چشم و چراغ چمنش کرد
* چشم تو سرافکنده به هر انجمنش کرد
شعر کامل
فروغی بسطامی
* مردم کوته نظر در انتظار محشرند
* دیده روشندلان آیینه محشر بود
شعر کامل
صائب تبریزی
* عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد
* عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی