حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 426

1. کار رسوایی ما حیف به پایان نرسید

2. نارسا طالع چاکی که به دامان نرسید

3. دل بر آن شبنم لب تشنه مرا می سوزد

4. که به سر چشمۀ خورشید درخشان نرسید

5. تا به پای علم دار نیاوردش عشق

6. سر شوریدۀ منصور به سامان نرسید

7. شمع بالين من خسته شد آن گاه رخش

8. کز ضعیفی نگهم تا سر مژگان نرسید

9. چشم دارم که رسد گریۀ مستانه به داد

10. گر به سر منزل ما سیل بهاران نرسید

11. دیده دیری ست که در راه غبار در توست

12. نکهت مصر سفر کرد و به کنعان نرسید

13. من گرفتم به قفس تن زنم از دوری گل

14. چون ننالم که فغانم به گلستان نرسید؟

15. نگه عجز عجب قوّت تقریری داشت

16. این ستم شد که به آن چشم سخندان نرسید

17. نفس صبح قیامت علم افراشت حزین

18. شب افسانۀ ما خوش که به پایان نرسید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو
* که نقشی در خیال ما از این خوشتر نمی‌گیرد
شعر کامل
حافظ
* پیر کنعان با که گیرد اُنس در بیت الحزن
* بوی یوسف را نمی یابد ز فرزندی دگر
شعر کامل
نظیری نیشابوری
* الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
* پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی
شعر کامل
حافظ