حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 467

1. از آهم بیستون چرخ، آتش تاب می گردد

2. ز برق تیشۀ من کوه آهن آب می گردد

3. ز بس در خود پی آن گوهر نایاب می گردم

4. گریبان من از سرگشتگی گرداب می گردد

5. به یاد روی آن گل پیرهن شب چون کشم آهی

6. کتان طاقتم را پرتو مهتاب می گردد

7. چه سازد با دل افسردگان شور و نوای من؟

8. نمک در دیدۀ غافل نهادان خواب می گردد

9. حزین از جوی خاطر سرو کلک جلوه زیب من

10. چه خونها می خورد تا مصرعی سیراب می گردد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
* وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شعر کامل
حافظ
* عارف گوینده بگو تا که دعای تو کنم
* چونک خوش و مست شوم هر سحری وقت دعا
شعر کامل
مولوی
* نالیدن بلبل ز نو آموزی عشق است
* هرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی
شعر کامل
حزین لاهیجی