حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 795

1. من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو

2. از بیخودی به شکرم وز روزگار هر دو

3. گر پرده سنج عشقی، بگشای گوش و بشنو

4. گویند یک اناالحق، منصور ودار هر دو

5. جرم نکردۀ ما، تا کی عتاب دارد؟

6. یکسو کنیم اکنون، ماییم و یار هر دو

7. از سرکشی نکردی، یکبار رنجه ما را

8. تا شد سفید چشمم در انتظار هر دو

9. آمد ز طرف کویت، صبح ازل نسیمی

10. بوی تو را گرفتیم، ما و بهار هر دو

11. کشتی شکستگانیم در ورطه ای که دارد

12. طوفان بی قراری، بحر و کنار هر دو

13. زینسان که از تغافل گوش گل است سنگین

14. یک پرده می سراید زاغ و هزار هر دو

15. از زلف یار دیگر، کی عقده می گشاید؟

16. دست و دلی که رفته، ما را ز کار هر دو

17. آگه حزین بی دل از حال حسن و عشق است

18. دارند بلبل و گل، یک خارخار هر دو


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
* باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد
شعر کامل
حافظ
* تو را که گفت که سعدی نه مرد عشق تو باشد
* گر از وفات بگردم درست شد که نه مردم
شعر کامل
سعدی
* به رنگ زرد قناعت کن از ریاض جهان
* که رنگ سرخ به خون جگر شود پیدا
شعر کامل
صائب تبریزی