هلالی جغتایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 218

1. ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل

2. با مردم بی‌غم نتوان گفت غم دل

3. جا کن به دل و دیده که غیر از تو نشاید

4. سلطان سراپردهٔ چشم و حرم دل

5. ای صبر کجایی؟ که ز حد می‌گذرد باز

6. بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل

7. پای دل افگار شد از خار ره عشق

8. ای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل

9. در عشق تو رسوای جهان‌ست هلالی

10. گاه از غم بسیار و گاه از صبر کم دل


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خوشم از گریه خود، گر چه همه خون دل است
* زانکه بوی تو ز هر قطره خون می آید
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* پیوسته است سلسله موجها به هم
* خود را شکسته هر که دل ما شکسته است
شعر کامل
صائب تبریزی
* نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد
* مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم
شعر کامل
حافظ