هلالی جغتایی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 7

1. گه‌گهم خوانی و گویی که چه حالست تو را؟

2. حال من حال سگان، این چه سوال است تو را؟

3. می‌کنم یاد تو و می‌روم از حال به حال

4. من به این حال و نپرسی که: چه حالست تو را؟

5. سال‌ها شد که خیال کمرت می‌بندم

6. هرگزم هیچ نگفتی: چه خیالست تو را؟

7. ای گل باغ لطافت، ز خزان ایمن باش

8. که هنوز اول نوروز جمالست تو را

9. وصف حسن تو چه گویم؟ که ز اسباب جمال

10. هر چه باید همه در حد کمالست تو را

11. نوبت کوکبهٔ ماه منست، ای خورشید

12. بیش از این جلوه مکن، وقت زوال است تو را

13. عمر بگذشت، هلالی، به امید دهنش

14. خود بگو: این چه تمنای محالست تو را؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ترسم که مست و عاشق و بی‌دل شود چو ما
* گر محتسب به خانه خمار بگذرد
شعر کامل
سعدی
* مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم
* شهان بی کمر و خسروان بی کلهند
شعر کامل
حافظ
* به قرب گلعذاران دل مبندید
* وصیت نامه شبنم همین است
شعر کامل
صائب تبریزی