جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1041

1. هردم ارتيرت فتادی بر دلم

2. صد دَرِ رحمت گشادی بر دلم

3. چو فروغ آفتاب از هر دری

4. پرتو رویت فتادی بر دلم

5. سرّ حُسنت را که بودی آینه

6. گرنه خود را جلوه دادی بر دلم

7. دل به فریاد آمدی از دست تو

8. گرنه تو دستی نهادی بر دلم

9. سینه از غم چاک شد خیز ای رقیب

10. تا خورد یک لحظه بادی بر دلم

11. دیده عمدا بستم از خوبان ولی

12. نیست چندان اعتمادی بر دلم

13. تا مراد من چو جامی یاد تست

14. شد فرامُش هر مرادی بر دلم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نیست ممکن از زبان خوش کسی نقصان کند
* چرب نرمی غوطه در شکر دهد بادام را
شعر کامل
صائب تبریزی
* بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد
* خیزید ای خوش طالعان وقت طلوع ماه شد
شعر کامل
مولوی
* با نسخۀ طبیب چه کار آن مریض را
* کز خون دیده شربت و از غم غذا کند
شعر کامل
جامی