جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1547

1. جانا چه شد که پرسش باران نمی کنی

2. درمان دردِ سینه فگاران نمی کنی

3. دامن ز قطره های سرشکم نمی کشی

4. همچون گل احتراز ز باران نمی کنی

5. بر من هزار تیغ جفا راندی و خوشم

6. کین لطف با یکی ز هزاران نمی کنی

7. شیران همه شکار غزالان شوخ و تو

8. جز قصد صید شیر شکاران نمی کنی

9. ای گل بخند خرم و خوش گرچه رحمتی

10. بر گریه های ابرِ بهاران نمی کنی

11. جام می است لعل تو لیکن به جرعه ای

12. زان جام یاد باده گساران نمی کنی

13. جامی برآی لاله صفت خوش به داغ دل

14. چون ترک عشق لاله عذاران نمی کنی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من جلوهٔ شباب ندیدم به عمر خویش
* از دیگران حدیث جوانی شنیده‌ام
شعر کامل
رهی معیری
* عشق پیری است که ساغر زده‌ایم از کف او
* عقل طفلی است که دانا شده در مکتب ما
شعر کامل
فروغی بسطامی
* به گفتگو نتوان اهل حال شد صائب
* خموش باش و سخن را مکن دراز اینجا
شعر کامل
صائب تبریزی