جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 165

1. وادی عشق که جز تشنه درو نایابست

2. ریگش از خون دل تشنه لبان سیرابست

3. خواب مرگست در آن وادی و بیدار دلی

4. شده در سایۀ هر خار بُنش در خوابست

5. سَر بنه یا سَرِ خود گیر که این وادی را

6. قوت زاغان همه از مغر اولوالالبابست

7. خارها خَم شده بر خار مغیلان گویی

8. جذب جان را ز تن خسته دلان قلابست

9. جمع خواهی دلت اسباب جهان تفرقه کن

10. تخم جمعیّت دل تفرقۀ اسبابست

11. صوت ابواب فتوحست صدای نی و چنگ

12. کو مُغنّی که دلم طالب فتح البابست

13. لب فرو بند ز بیگانه که از دور سَماع

14. دور بِه هر که نه از دایرۀ اصحابست

15. منع جامی مکن از چاشنی مشربِ عشق

16. که مگس وار فرو رفته درین جلابست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
* که آشنا سخن آشنا نگه دارد
شعر کامل
حافظ
* نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
* نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
شعر کامل
حافظ
* تو در آینه نگه کن که چه دلبری ولیکن
* تو که خویشتن ببینی نظرت به ما نباشد
شعر کامل
سعدی