جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 380

1. ما را به غم تو هیچ کم نیست

2. تا هست غم تو هیچ غم نیست

3. خالی ز دل شکسته حالی

4. در زلف تو هیچ پیچ و خم نیست

5. خشکست رُخت ز اشک رحمت

6. در چشمۀ آفتاب نم نیست

7. صد پاره دلم درم درم شد

8. جز داغ تو نقش هر درم نیست

9. بر ما به غرض چه می کشی خط

10. بر لوح ارادت این رقم نیست

11. قدر توزعاشقان بلندست

12. شه را حشمت جز از حشم نیست

13. جامی ز وجود خویش بگذر

14. جایی چو نشیمن عدم نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر تن و جان ناکسان و کسان
* چرب و شیرین چو روغن بلسان
شعر کامل
سنایی
* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* یافت در بی بصری گمشده خود یعقوب
* بصر از هر که گرفتند بصیرت دادند
شعر کامل
صائب تبریزی