جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 648

1. لب نه از شعلۀ شوق آبلۀ پرخون زد

2. بهر پابوس تو جان خیمه ز تن بیرون زد

3. هر حبابی که ز خونابۀ چشمم برخاست

4. دل به بزم غم از آن جام می گلگون زد

5. چون رود نقش خطِ سبز تو از خاطر ما

6. کین رقم بر ورقِ ما قلم بیچون زد

7. جوهری را لب و دندان تو آمد به خیال

8. قفل یاقوت چو بر دُرْج دُر مکنون زد

9. سَرِ ما باد کم از خاک به زیر قدمی

10. که به راه تو ز ما یک دو سه گام افزون زد

11. رگ رگ ما ز تو نالان بود آن کیست بگو

12. که نه در چنگ غمت نعره بدین قانون زد

13. جامی احسنت که در نظم عجم نو کردی

14. آن نوا را که در اشعار عرب مجنون زد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود
* که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
شعر کامل
حافظ
* همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کن
* که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد
شعر کامل
سعدی
* سرو جوان با همه آزادگی
* پیر غلام قد دل جوی توست
شعر کامل
محتشم کاشانی