جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 732

1. یار رفت و خیر بادی هم نکرد

2. زین فرامش گشته یادی هم نکرد

3. بر مرادِ خویش رو در ره نهاد

4. رو به سوی نامرادی هم نکرد

5. بنده ای بودم به کویش خانه زاد

6. فکرِ حال خانه زاری هم نکرد

7. در قفای او دویدم همچو اشک

8. مرحمت را ایستادی هم نکرد

9. وز پس رفتن من غمدیده را

10. شاد چه بوَد نیم شادی هم نکرد

11. نامه ای بر بالِ مرغی هم نبست

12. پرسشی همراه بادی هم نکرد

13. جامی از بیداد آن جان و جهان

14. داد جان صدبار و دادی هم نکرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بچین از شاخسار و جیب و دامن پرکن و بنشین
* به روی سبزهٔ نورسته زیر چتر نسترون
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* ز فکر خنجر مژگان او بیرون نمی آیم
* اگر در سایه بیدم به زیر تیغ جا دارم
شعر کامل
صائب تبریزی
* بید مجنونیم برگ ما زبان خامشی است
* گل بچین از برگ ما، احوال بار ما مپرس
شعر کامل
صائب تبریزی