جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 922

1. دل خون و جان فگار و جگر ریش و سینه چاک

2. هم خود بگوی چون نکشم آه دردناک

3. بیمار پرسیی بکن ای یارِ مهربان

4. کافتاده ام ز هجرِ تو بر بستر هلاک

5. آلوده کرد دامنم از خون دل سرشک

6. واحسرتا که خاصیت این داد عشق پاک

7. عطر کفن ز خاک درت کردم آرزو

8. آخر ببین که می برم این آرزو به خاک

9. بویت شنید غنچه و گل هم که می کند

10. این جامه پاره پاره و آن خرقه چاک چاک

11. گر پر شود جهان همه از ماه منظران

12. والله لست انظر طوعاً الى سواک

13. گفتم که جامی از غم عشق تو مُرد گفت

14. گر همچو او هزار بمیرد مرا چه باک


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
* چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
شعر کامل
حافظ
* او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
* دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
شعر کامل
سعدی
* غافل مشو ز پاس دل بیقرار ما
* کاین مرغ پر شکسته قفس ها شکسته است
شعر کامل
صائب تبریزی