جامی_هفت اورنگسلسلةالذهب (فهرست)

قسمت 18 - حکایت بر سبیل تمثیل

1. زنگی‌ای روی چون در دوزخ

2. بینی‌ای همچو موری مطبخ

3. ننمودی به پیش رویش زشت

4. لاف کافوری ار زدی انگشت

5. دو لبش طبع‌کوب و دل رنجان

6. همچو بر روی هم دو بادنجان

7. دهنش در خیال فرزانه

8. فرجه‌ای در کدوی پردانه

9. دید آیینه‌ای به ره، برداشت

10. بر تماشای خویش دیده گماشت

11. هر چه از عیب خود معاینه دید

12. همه را از صفات آینه دید

13. گفت: «اگر روی بودی‌ات چون من،

14. صد کرامت فزودی‌ات چون من

15. خواری تو ز بدسرشتی توست!

16. بر ره افگندنت ز زشتی توست!»

17. اگرش چشم تیزبین بودی

18. گفت و گویش نه اینچنین بودی

19. عیب‌ها را همه ز خود دیدی

20. طعن آیینه کم پسندیدی

21. مرد دانا به هر چه درنگرد

22. عیب بگذارد و هنر نگرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شکل امرود تو گویی که ز شیرینی و لطف
* کوزه‌ای چند نباتست معلق بر بار
شعر کامل
سعدی
* از آتش سودایت دارم من و دارد دل
* داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
شعر کامل
رهی معیری
* جهان آفریننده یار منست
* سر اختر اندر کنار منست
شعر کامل
فردوسی