کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 297

1. آنرا که بر زبان صفت روی او رود

2. در هر سخن ز خود رود اما نکر رود

3. تا عود جان نسوخت به چشمم وطن نساخت

4. آری پری به خانه مردم بر رود

5. مرگ خیال عارض او بگذرد به چشم

6. آن لحظه آب دولت عاشق بجو رود

7. منشین چو خال بر لب شیرینش ای مگس

8. نرسم ز لطف پای تو آنجا فرو رود

9. عمری بیاد رفته همان به که بی لبش

10. همچون حباب در برجام و سبو رود

11. کحل الجواهر از نظر افتد مرا چو اشک

12. در چشم درفشان اگر آن خاک کر رود

13. سیل سرشک برد بکویت کمال را

14. هر جا رود گدای تو با آبرو رود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اشک اگر پای شفاعت نگذارد به میان
* که جدا می کند از هم دو صف مژگان را؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* طبیب اهل دل آن چشم مردم آزار است
* ولی دریغ که آن هم همیشه بیمار است
شعر کامل
فروغی بسطامی
* پادشاهی و گدایی بر ما یکسانست
* که برین در همه را پشت عبادت خم ازوست
شعر کامل
سعدی