کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 392

1. در راه عشق هر که بمن اقتدا کند

2. باید که سر ببازد و جان را فدا کند

3. دیوانه وار خانه هستی کند خراب

4. هر کو اساس عشق حقیقی بنا کند

5. باری گزیده ایم که در حاصل حیات

6. سر کنیم در سر کارش کرا کند

7. در حق من رقیب اگر گفت تهمشی

8. صاحب نظر هر آینه این افترا کند

9. روزی ز روی لطف نپرسی که این غریب

10. بی ما چگونه میگذراند چها کند

11. وقتی ندانی از سر کویت شنیدمی

12. کوهاتفی که بازم از آنجا ندا کند

13. سی ساله بندگی کمال ار قبول نیست

14. رفت آنچه رفت باز زند ابتدا کند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شعرها پیشت چنان باشد که از شهر حجاز
* با یکی خرما کسی هجرت کند سوی هجر
شعر کامل
سنایی
* مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
* مرا جمال تو باید قمر چه سود کند
شعر کامل
مولوی
* سر زلف تو نباشد، سر زلف دیگر
* از برای دل ما قحط پریشانی نیست
شعر کامل
صائب تبریزی