کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 410

1. دل من بیئو دگر دیده بینا چه کند

2. دیده بی منظر خوب تو نماشا چه کند

3. زان لبمه می ندهد دل که نظر بر گیرم

4. چشم صوفی نشود سیر ز حلوا چه کند

5. داغ و دردی که رسه از تو مرا حق دل است

6. دل حق خود نکند از تو تقاضا چه کند

7. عاشق از شوق جمال تو چو گل جامه جان

8. حالیا کرد بصد پاره دگر تا چه کند

9. پارسا از ورع و زهد قبول تو نیافت

10. تا عنایت نبود فائده اینها چه کند

11. بار بیجرم گرفتم همه را کشت امروز

12. هیچ با خود نکند فکر که فردا چه کند

13. کرده از هر طرفی درد و بلاقصد کمال

14. در میان همه مسکین تن تنها چه کند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* به کسی نگر که ظلمت بزداید از وجودت
* نه کسی نعوذبالله که در او صفا نباشد
شعر کامل
سعدی
* منعم از دلبستگی آزار دنیا می کشد
* تا گهر دارد صدف تلخی زدریا می کشد
شعر کامل
صائب تبریزی
* برخیز طبیبا که دل‌آزرده‌ام امروز
* بگذار مرا، کز غم او مرده‌ام امروز
شعر کامل
هلالی جغتایی