کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 453

1. شب که در خلوتم آن شمع شکر لب باشد

2. خواهم از بخت که روزم همگی شب باشد

3. گه گه از حسرت آن لب که بوسم لب جام

4. جامم از خون دل و دیده لبالب باشد

5. گر شفا خواهد از آن لب دل بیمار مرنج

6. هرزه گوید همه آن خسته که در تب باشد

7. بر رخ از دود دل ماست مرکب خط بار

8. گر نداند دگری جهل مرکب باشد

9. سر زلف تو به یاد آرم و بارم در اشک

10. در شب تیره که آمد شد کوکب باشد

11. از رقیبان چو عقرب ز درت خواهم رفت

12. گر چه خوش نیست سفر به که بعقرب باشد

13. چه عجب گر نظر لطف تو باشد به کمال

14. روح را نیز نگاهی سری قالب باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* جای دل در سینه صد پاره دارم آتشی
* شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام
شعر کامل
رهی معیری
* سنبل زلف از رخش تا برکنار افتاده است
* گل چو تقویم کهن از اعتبار افتاده است
شعر کامل
صائب تبریزی
* عزتم بین که بر آرنده ی حاجات هنوز
* از لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است
شعر کامل
عرفی شیرازی