کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 474

1. فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید

2. که گر به کوه بسنجم غمت فزون آید

3. گذشت از غم فرهاد سالها و هنوز

4. صدای ناله اش از کوه بیستون آید

5. اگر رود ز دل ریش من بگردون دود

6. بسوزد ابر و ازو ژاله لاله گون آید

7. به بین تفاوت راه ای قبه خشک دماغ

8. تراز بینی و ما را ز دیده خون آید

9. ز چشم سلسله مویان حکایت احباب

10. حکایتیست که از مستی و جنون آید

11. همین که نقش دهانش چو میم بندد چشم

12. خیال ابروی او پیش من چو نون آید

13. عجب مدار که روزی به آب چشم کمال

14. ز آستانه او سرو و گل برون آید


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز بادام تر آب گل برانگیخت
* گلابی بر گل بادام می‌ریخت
شعر کامل
نظامی
* عقل را با عشق خوبان طاقت سرپنجه نیست
* با قضای آسمانی برنتابد جهد مرد
شعر کامل
سعدی
* بس که شب ها دور از آن گل خاک بر سر می کنم
* همچو سبزه صبحدم از خاک سر بر می کنم
شعر کامل
جامی