کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 488

1. گر دل ز دسته زلف تو افغان کشیده بود

2. عیش مکن به ناله که کژدم گزیده بود

3. هر نیش غم که خورد دل خسته آن همه

4. از غمزه نو دید که در خواب دیده بود

5. عاشق ز چشم شوخ و چشم وفا نداشت

6. بودش طمع بزلف تو آن هم بریده بود

7. بر لب خطت نوشته یاقوت خوانده اند

8. آن خال نقطه از قلم او چکیده بود

9. گر باز بافت دانه خال نو مرغ جان

10. مشمر عجب که مرغ نشاطم پریده بود

11. دیدیم باز آن رخ زیبا على الصباح

12. امروز صبح ما چه مبارک دیده بود

13. کرد آن نفس به جان سر و زر پیشکش کمال

14. کآن شوخ را به دل شدگان دل کشیده بود


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست
* وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
شعر کامل
حافظ
* حسن بالای چو سروش ز خرامیدن و خواب
* طعنه بر قامت شمشاد و صنوبر زده بود
شعر کامل
اوحدی
* دل من ارزنی، عشق تو کوهی
* چه سایی زیر کوهی ارزنی را؟
شعر کامل
رودکی