کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 508

1. مرا بی تو آسوده حالی نباشد

2. دمی بی رخت بی ملالی نباشد

3. خیال نو باشد مرا در دل و بس

4. تمنای جاهی و مالی نباشد

5. من و آب چشمی و سودای سروی

6. چه همت بود آنکه عالی نباشد

7. ز سر دل جام غافل مباشید

8. ور او نیست یک رنگ خالی نباشد

9. مجود این مشرب از زاهد خشک

10. که کونته به جام سفالی نباشد

11. چه کار آید این زاهدی شیخ ما را

12. چرا عاشق لا ابالی نباشد

13. کمال ار برندان مصاحب نباشی

14. ترا هیچ صاحب کمالی نباشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده ام
* تا درین گلزار چون گل یک دهن خندیده ام
شعر کامل
صائب تبریزی
* به دردی کن دوای من که بیماران عشقت را
* کند درد تو درمانی کند زهر تو تریاقی
شعر کامل
سلمان ساوجی
* شعر و عرش و شرع از هم خاستند
* تا دو عالم زین سه حرف آراستند
شعر کامل
عطار