کمال‌الدین اسماعیل_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 82

1. تا نگارم رای رفتن می زند

2. عشقش آتش در دل من می زند

3. هجر او خون دل من می خورد

4. وصل او می بیند و تن می زند

5. می خورم سیلیّ محکم از غمش

6. ایمه، سیلی چه؟که گردن می زند

7. خطّ و رخسارش تو پنداری کسی

8. غالیه در برگ سوسن می زند

9. ماه در شب دیده یی خرمن زده؟

10. روز و شب بر ماه خرمن می زند

11. گر دلم ز درای رخسارش رواست

12. راستی را رای روشن می زند

13. آنچه من با یار سنگین دل کنم

14. عشق او با من همین فن می زند

15. من گریبانم می درم از دست او

16. او همان دستم بدامن می زند

17. چشم او بر دوستان تیغ جفا

18. گویی اندر روی دشمن می زند

19. لابۀ ما در دل سنگین او

20. باد پنداری بر آهن می زند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گویند قرابه گر مسلمان نبود
* او را تو چه گویی که کدو می‌سازد
شعر کامل
خیام
* من همان روز دل و صبر به یغما دادم
* که مقید شدم آن دلبر یغمایی را
شعر کامل
سعدی
* آن نقطه که پیرایهٔ پرگار وجود است
* خالی است که بر کنج لب نوش تو افتاد
شعر کامل
فروغی بسطامی