خاقانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 101

1. عشاق بجز یار سر انداز نخواهند

2. خوبان بجز از عاشق جان‌باز نخواهند

3. تا عشق بود عقل روا نیست که مردان

4. در مملکت عاشقی انباز نخواهند

5. آنان که چو من بی پر و پروانهٔ عشقند

6. جز در حرم جانان پرواز نخواهند

7. بیداد از آن جزع جهان‌سوز نبینند

8. فریاد از آن لعل جهان‌ساز نخواهند

9. گر کشت مرا غمزهٔ غمازش زنهار

10. تا خونم از آن غمزهٔ غماز نخواهند

11. در مذهب عشاق چنان است شریعت

12. کان را که بکشتند دیت باز نخواهند

13. بی‌عشق ز خاقانی چیزی نگشاید

14. بی‌وصل گل، از بلبل آواز نخواهند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عشق را عقل نمی‌خواست که بیند لیکن
* هیچ عیار نباشد که به زندان نرود
شعر کامل
سعدی
* روزگاریست که سودای بتان دین من است
* غم این کار نشاط دل غمگین من است
شعر کامل
حافظ
* فغان که در حرم وصل بار همچو سپند
* مرا نشستن و برخاستن یکی باشد
شعر کامل
صائب تبریزی