خاقانی_دیوانقصیده ها (فهرست)

شمارهٔ 36 - قصیده

1. تا دل من دل به قناعت نهاد

2. ملک جهان را به جهان بازداد

3. دفتر آز از بر من برگرفت

4. مصحف عزلت عوض آن نهاد

5. خسرو خرسندی من در ربود

6. تاج کیانی ز سر کیقباد

7. نیز فریبم ندهد طمع و جمع

8. نیز حجابم نشود بود و باد

9. تا چه کند مرد خردمند، آز

10. تا چه کند باشهٔ چالاک، باد

11. این همه هست و سبکی عمر من

12. رفت و مرا تجربه‌ها اوفتاد

13. کافرم ار ز آدمیان دیده‌ام

14. هیچ کسی مردم و مردم نهاد

15. این نکت از خاطر خاقانی است

16. شو گهری دان که ز خورشید زاد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اندرین شهر دلم بستهٔ گندم گونیست
* ورنه صد شهر چنین را به جوی نفروشم
شعر کامل
اوحدی
* انگور سیاهست و چوماهست و عجب نیست
* زیرا که سیاهی صفت ماه روانست
شعر کامل
منوچهری
* مزن بر سر ناتوان دست زور
* که روزی به پایش در افتی چو مور
شعر کامل
سعدی