خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 608

1. خوشا با دوستان در بوستان گل

2. که خوش باشد بروی دوستان گل

3. شکوفه مو بدست و ابر دایه

4. صبا رامین و ویس دلستان گل

5. سمن را شد نفس باد و روان آب

6. چمن را گشت تن شمشاد و جان گل

7. ترنم می‌کند بر شاخ بلبل

8. تبسم می‌کند در بوستان گل

9. لبش با هم نمی‌آید از آنروی

10. که دارد خرده‌ئی زر در دهان گل

11. کشد در برقبای فستقی سرو

12. نهد بر سر کلاه سایبان گل

13. چو باد از روی گل برقع برانداخت

14. برآمد سرخ همچون ارغوان گل

15. بگو با بلبل ای باد بهاری

16. که باز آمد علی رغم زمان گل

17. دلش سستی کند چون از نهالی

18. بصحن گلستان آید خزان گل

19. بیا خواجو که با مرغان شب خیز

20. نهادست از هوا جان در میان گل

21. می نوشین روان در ده که بگرفت

22. چو خسرو ملکت نوشیروان گل


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* برو ای ساده دل این پنبه را بر داغ دیگر نه
* درین ابر تنک خورشید ما پنهان نمی ماند
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز خاور برآید سوی باختر
* نباشد ازین یک روش راست‌تر
شعر کامل
فردوسی
* گفت پیغامبر خداش ایمان نداد
* هر که را صبری نباشد در نهاد
شعر کامل
مولوی