محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 14

1. جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را

2. چو شمع ای سیم تن زین غصه خواهم سوختن خود را

3. بیا بر بام و با من یک سخن زان لعل نوشین کن

4. که خواهم بر سر کوی تو کشتن بی سخن خود را

5. من از دیوانگی تیغ زبان با چرخ خواهم زد

6. تو عاقل باش و بر تیغ زبان من مزن خود را

7. به من عهدی که در عهد از محبت بسته‌ای مشکن

8. به بد عهدی مگردان شهره‌ای پیمان شکن خود را

9. در آغوش خیالت می‌طپم حالم چسان باشد

10. اگر بینم در آغوش تو ای نازک بدن خود را

11. ورم صد جامه بر تن چون کنم شبهای تنهائی

12. تصور با تو در یک بستر ای گل پیرهن خود را

13. کنم چون محتشم طوطی زبانیها اگر بینم

14. بگرد شکرستان تو ای شیرین دهن خود را


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
* نوبت پیری رسید، صد غم دیگر فزود
شعر کامل
شیخ بهایی
* صبح بیداری شود گفتم مرا موی سفید
* من چه دانستم که خواهد پنبه گوشم شدن
شعر کامل
صائب تبریزی
* مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
* گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
شعر کامل
حافظ