محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 441

1. مفتون چشم کم نگه پر فتنه‌ات شوم

2. مجنون آهوانه نگه کردنت شوم

3. از صد قدم به ناوکی انداختی مرا

4. قربان دست و بازوی صید افکنت شوم

5. دامان سعی بر زده‌ای در هلاک من

6. ای من هلاک بر زدن دامنت شوم

7. زان تندخوتری که توانم ز بیم گشت

8. پیرامنت اگر همه پیراهنت شوم

9. کم می‌کنی نگاه ولی خوب می‌کنی

10. قربان طرح و وضع نگه کردنت شوم

11. کردی ز باده پیرهن عاشقانه چاک

12. شیدای چاک کردن پیراهنت شوم

13. من بلبل ندیده بهارم روا مدار

14. کاواره همچو محتشم از گلشنت شوم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شانه شمشاد را دست نگارین می کند
* بس که در زلف گرهگیر تو دلها خون شده است
شعر کامل
صائب تبریزی
* آتشین خوی مرا پاس دل من نیست نیست
* برق عالم سوز را پروای خرمن نیست نیست
شعر کامل
رهی معیری
* یک سینه بی داغ محال است گذارد
* این چهره چون لاله ستانی که تو داری
شعر کامل
صائب تبریزی