محتشم کاشانی_دیوانغزلیات از رسالهٔ جلالیه (فهرست)

شمارهٔ 54

1. گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه

2. چشم از رویت نبستم روی چشم من سیاه

3. کم نگه کردم که رویت را ندیدم سوی غیر

4. غیرتم بنگر که دیگر می‌کنم سویت نگاه

5. مدعی سررشتهٔ وصلت به چنگ آورده است

6. هست زلف در همت اینک به این مغنی گواه

7. غیر پر کید و تو بی‌قید و من از مجلس برون

8. جز خدا دیگر که پاس عصمتت دارد نگاه

9. حکم غیرت نیست در ملک دلم جاری بلی

10. از سیاستهای پیشین تایب است این پادشاه

11. گردد ای بت تا کی ازین جنگهای زرگری

12. از تو ضایع ناوک بیداد و از من تیر آه

13. از ته دل با کسان میدار صحبت بعد از آن

14. میشو از لطف زبانی محتشم را عذر خواه


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
* بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
شعر کامل
حافظ
* از صحبت ناجنس به کامل نرسد نقص
* از تلخی بادام چه پرواست شکر را؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
* گدای خاک در دوست پادشاه من است
شعر کامل
حافظ