محتشم کاشانی_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 17 - وله ایضا

1. ای فلک حشمت که در دکان نظم محتشم

2. به ز مدح مشتری گیر تو یک پرگاله نیست

3. وان عروسان را که در عقد تو می‌آرد به نظم

4. هیچ یک را احتیاج صنعت دلاله نیست

5. نطقش از شیرینی در ثنایت می‌نهد

6. بر سر هم آن قدر شکر که در بنگاله نیست

7. با دگر اشعار کز پی می‌رسد این قطعه هست

8. کاغذی باوی که کوتاهیش در دنباله نیست

9. آن قدر در کز ثنایت دردل ذخار اوست

10. بر گل صد برگ سوری صد یک آن ژاله نیست

11. ابر طبعش بس که حالا مستعد بارش است

12. هیچ ماهی بر سپهر فکرتش بی‌هاله نیست

13. او چو در جولان گه صد سالهٔ مدحت پا نهاد

14. وین سخن بی‌اصل مثل شعلهٔ جواله نیست

15. وجه انعامش که مرقوم است و مجری در برات

16. همچو احسان دگر یاران چرا هر ساله نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
* بر آتش تو بجز جان او سپند مباد
شعر کامل
حافظ
* مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند
* آن کو دلش را برده‌ای جان هم غلامت می‌کند
شعر کامل
مولوی
* هر چند که زلف تو سپاهیست جهانگیر
* هر روز پریشان نتوان کرد سپه را
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی