مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1910

1. تو هر جزو جهان را بر گذر بین

2. تو هر یک را رسیده از سفر بین

3. تو هر یک را به طمع روزی خود

4. به پیش شاه خود بنهاده سر بین

5. مثال اختران از بهر تابش

6. فتاده عاجز اندر پای خور بین

7. مثال سیل‌ها در جستن آب

8. به سوی بحرشان زیر و زبر بین

9. برای هر یکی از مطبخ شاه

10. به قدر او تو خوان معتبر بین

11. به پیش جام بحرآشام ایشان

12. تو دریای جهان را مختصر بین

13. وان‌ها را که روزی روی شاه است

14. ز حسن شه دهانش پرشکر بین

15. به چشم شمس تبریزی تو بنگر

16. یکی دریای دیگر پرگهر بین


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سپند خال ازان دایم است پابرجا
* که چشم زخم به آن آتشین لقا نرسد
شعر کامل
صائب تبریزی
* گفتی، ار من بروم هیچ مرا یاد کنی
* این حکایت به کسی گوی که جان خواهد داشت
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* چاره من مرهم کافوری صبح است و بس
* من که دارم بر جگر داغی ز هر اختر جدا
شعر کامل
صائب تبریزی