مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 401

1. اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست

2. تا خیالت درنیاید پای کوبان چاره نیست

3. چون خیالت بر که آید چشمه‌ها گردد روان

4. خود گرفتم کاین دل ما جز که و جز خاره نیست

5. آتش از سنگی روان شد آب از سنگی دگر

6. لعل شد سنگی دگر کز لطف تو آواره نیست

7. بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیف

8. مرده را تو زنده کردی بارها یک باره نیست

9. ابر رحمت هر سحر گر می‌ببارد آن ز تست

10. وین دل گریان من جز کودک گهواره نیست

11. همچو کوه طور از غم این دلم صدپاره شد

12. لیک اندر دست من زان پاره‌ها یک پاره نیست

13. آهن برهان موسی بر دل چون سنگ زد

14. تا جهد استاره‌ای کز ابر یک استاره نیست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
* چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را
شعر کامل
حافظ
* از رنگ زرد ماست دل لاله زار خون
* گر سرخ نیست چون گل حمرا قبای ما
شعر کامل
صائب تبریزی
* سپاه شب تیره بر دشت و راغ
* یکی فرش گسترده از پرزاغ
شعر کامل
فردوسی