نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1007

1. الغیاث از هم‌نشینان خیال‌آمیزی من

2. شادی رویِ سحرخیزان شب‌خون‌ریزِ من

3. بی‌ دل‌آرامی که هر دم بر کفم جا می‌نهد

4. بیش آرامی نگیرد طبعِ شورانگیزِ من

5. جان‌ِ شیرین بر دهان می‌آیدم فرهادوار

6. مالک‌ِ موت است اگر باورکنی پرویزِ من

7. هم چو شیرین در هوای خسرو از بس اشتیاق

8. بر براق آسمان دارد سبق شبدیزِ من

9. چون همه اسبابِ عیش و کام‌رانی در وی است

10. گوشۀ باغ گریزآباد بس تبریزِ من

11. کس نمی‌داند نزاری از کجا افتاده است

12. شور در عالم ز نوکِ خامۀ سرتیزِ من

13. در عذاب‌ِ دوزخم بی‌دوست می‌دانم که نیست

14. جز شبِ هجران به نسبت روزِ رستاخیرِ من

15. داد خواهم خواست از بی‌دادِ خوبان روزِ حشر

16. در قیامت دامنِ یارست دست‌آویزِ من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی
* بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا
شعر کامل
مولوی
* به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
* که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
شعر کامل
حافظ
* تا داشتیم چون سرو یک پیرهن درین باغ
* از گرم و سرد عالم پروا نبود ما را
شعر کامل
صائب تبریزی