نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1011

1. کس ندارد خبر از واقعه ی مشکل من

2. حاصلی نیست ز اندیشه ی بی حاصل من

3. دشمنی نیست مرا از دل دیوانه بتر

4. هر زمان واقعه ای با سرم آرد دل من

5. می کشد یارم و خشنودم ازیرا که مرا

6. طمعی نیست ز جان کندن بر باطل من

7. این غزل گو بنمایید به صاحب فتوی

8. تا نخواهد به شریعت دیت از قاتل من

9. می روم بی خبر از خویشتن و مشکل آنک

10. کس ندارد خبر از واقعه ی مشکل من

11. بوی خون جگر سوخته آید تا حشر

12. از زمینی که در آن راه بود منزل من

13. از که یاری طلبم در که گریزم چه کنم

14. جز غم دوست کسی نیست دگر قابل من

15. هیچ دل در همه آفاق جهان از خوبان

16. طاقت جور نیارد که دل غافل من

17. دشمن جان نزاری دل بی عافیت است

18. راست گویی دل من نیست ز آب گل من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* آن سرو که گویند به بالای تو ماند
* هرگز قدمی پیش تو رفتن نتواند
شعر کامل
سعدی
* گویی که رشته های عقیقست و لاژورد
* از لاله و بنفشه همه روی مرغزار
شعر کامل
فرخی سیستانی
* مدتی چون غنچه در خون جگر پیچیده ام
* تا درین گلزار چون گل یک دهن خندیده ام
شعر کامل
صائب تبریزی