نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1078

1. ساقی میِ شوق ناک در ده

2. بر سرکش و ده به دست و سر ده

3. نقل از لب یار خوش تر آید

4. از پسته ی خویشتن شکر ده

5. جانی ز دهان جام بستان

6. بوسی به لبِ پیاله بر ده

7. بر دستِ گریز پای نه جام

8. عذرش منیوش تا به سر ده

9. ور پاک بخورد و جرعه نگذاشت

10. در حال بدو یکی دگر ده

11. ور مست به خانه می رود باز

12. تکلیف مکن برو گذر ده

13. مشنو ز غرامتی بهانه

14. گو قصه مکن دراز زر ده

15. ور بی نمکی بود گران جان

16. بر خیز و سبک سرش به در ده

17. تا جذب پیاله یی توان کرد

18. از اولِ روز ما حضر ده

19. ترتیب چنین نگاه میدار

20. گه اندک و گاه بیشتر ده

21. پیغام فرست سوی منظور

22. گو باز مجالِ یک نظر ده

23. با پیک صبا بگوی کای باد

24. ما را ز مقام او خبر ده

25. من بعد سخن مگو نزاری

26. ترکِ سخنان مختصر ده

27. بر یاد بساط مجلس شاه

28. بر خیز و شراب شوق در ده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتی اندر خواب گه گه روی خود بنمایمت
* این سخن بیگانه را گو، کآشنا را خواب نیست
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* بیستون تاب دم تیشهٔ فرهاد نداشت
* عشق را بین که از آن کوه گران شد کمری
شعر کامل
فروغی بسطامی
* عاشقانی که جان یک دگرند
* همه در عشق همدگر میرند
شعر کامل
مولوی