نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1079

1. بر کوچه ی او خواهم یک بار گذر کرده

2. ور شهر وجود خود اوباش به در کرده

3. در کنج خراباتی بر هر طرفی لاتی

4. با توست ملاقاتی بی میل نظر کرده

5. تا کی برَد از راهم اندیشه ی کوتاهم

6. یک باره همی خواهم با عقل دگر کرده

7. ماییم و غرامت را بربسته علامت را

8. پیکان ملامت را از سینه سپر کرده

9. در واقعه ای مشکل شب ها همه بی حاصل

10. در چشم قرارِ دل مکحول سهر کرده

11. با عکس جمال او یعنی که خیال او

12. تکرار وصال او شب تا به سحر کرده

13. ماییم و دلی مسکین نه کفر در او نه دین

14. بر بوی لب شیرین ابری ز شکر کرده

15. بی چاره نزاری هان بآزای زخود پنهان

16. خود را و مرا برهان زین هر دو گذر کرده

17. تا چند ز جان و تن تن می زن و جان می کن

18. در خرمن هستی زن این آتش بر کرده


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید
* یا نسیمیست کز آن سوی جهان می‌آید
شعر کامل
مولوی
* تنی زنده دل، خفته در زیر گل
* به از عالمی زندهٔ مرده دل
شعر کامل
سعدی
* شکرانه‌ای که شاه نکویان شدی به حسن
* می‌باید التفات به حال گدا کنی
شعر کامل
فروغی بسطامی