نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1161

1. یادِ آن وقت که با ما نظری می کردی

2. بر سر کشته هجران گذری می کردی

3. بر رگِ جانِ من از ناوکِ مژگان هر دم

4. می زدی تیر و نظر با دگری می کردی

5. هم رقیبانِ حرم را به علی رغمِ حسود

6. می فرستادی و و ما را خبری می کردی

7. روزْ روزم به شبِ وصل زبان می دادی

8. شبْ شبم دفعِ خمار از شکری می کردی

9. هر سحرگاه که از خلوتِ من می رفتی

10. آن شب از گریه کنارم شَمَری می کردی

11. وعده می کردی و بر سر وقبا می بستی

12. بر میان دستِ نزاری کمری می کردی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
* که تا چو بلبل بی‌دل کنم علاج دماغ
شعر کامل
حافظ
* ای که دیدی قتل من در پای آن سرو سهی
* شحنه را ز این فتنه واقف کن که: قاتل می‌رود
شعر کامل
اوحدی
* دل چو بیناست، چه غم دیده اگر نابیناست؟
* خانه آینه را روشنی از روزن نیست
شعر کامل
صائب تبریزی