نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 178

1. صبر ما از دوستان ناممکن است

2. آشکارا و نهان ناممکن است

3. عشق بی تشنیع و بی تکلیف نیست

4. ور طمع داری همان ناممکن است

5. هیچ رحمش نیست بر فریاد من

6. خود رقیب مهربان ناممکن است

7. گرملامت رفت بر من گر جفا

8. عاشقی(بی) این آن ناممکن است

9. ورنه بار عشق بایستی کشید

10. احتمال از ناتوان ناممکن است

11. گر کسی را طاقت تسلیم نیست

12. از قضا کردن کران ناممکن است

13. چون عصای موسی اژدرها شدن

14. چوب دست هر شبان ناممکن است

15. آرزومندم ولی پیرانه سر

16. اتصالم با جوان ناممکن است

17. عاشقی، مستی ، ز دنیا فارغی

18. چون نزاری در جهان ناممکن است

19. جان جان ها چیست جام جان فزا

20. زندگی بی جان جان ناممکن است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سحر شکفته تر از گل ز خواب برخیزد
* به دست طفل گذارند چون حنا در خواب
شعر کامل
صائب تبریزی
* اگرچه عارض جانان سرشک و روی من دارد
* یکی چون شاخ آذرگون یکی چون برگ نیلوفر
شعر کامل
امیر معزی
* چو خورشید تابنده بنمود پشت
* هوا شد سیاه و زمین شد درشت
شعر کامل
فردوسی