نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 251

1. خرابم از آن نرگسِ نیم مست

2. تمام اختیارم برون شد ز دست

3. توقّع مکن کز کمان‌دار تیر

4. اعادت کند چون برون شد زشست

5. به دیرِ مغان می‌پرستیده‌ام

6. ز بس می پرستی شدم بت پرست

7. اگر بت پرستی در اسلام نیست

8. کسی را ندانم در اسلام هست

9. که رویِ بتی دید و پوشید چشم

10. که مکروه دید و مقابل نشست

11. بیا بگذر ای خواجه از زهدِ خشک

12. موحّد ز تردامنی باز رست

13. دری هست بیش از مبادیِ عقل

14. که بر عشق بازست تا بر که بست

15. ز تو هیچ نگشاید از خود ببُر

16. مجرّد ز هم راهِ بد بر شکست

17. چو افسرده خام است و عاشق بسوخت

18. ملامت مکن بر نزاریِ مست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از آن پس نمیرم که من زنده‌ام
* که تخم سخن من پراگنده‌ام
شعر کامل
فردوسی
* گفتی شبی به خواب تو آیم ولی چه سود
* چون من به عمر خویش ندانم که خواب چیست
شعر کامل
جامی
* با تهی چشمان چه سازد نعمت روی زمین؟
* سیری از خرمن نباشد دیده غربال را
شعر کامل
صائب تبریزی