نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 375

1. ای حقه ی نقد جان بر طاق دو ابرویت

2. وی حلقه ی جان و دل پیرامن گیسویت

3. تشویش خردمندان از باد صبا بودی

4. گر هیچ گذر کردی بر سلسله ی مویت

5. از پیرهن یوسف تا بیش نگوید کس

6. بر باد فشان یک شب سامک چه ی خوش بویت

7. شاید که کند دعوی کز خلد همی آیم

8. آن را که گذر باشد بر خاک سر کویت

9. وصف لب شیرینت چون من که کند الّا

10. هنگام شکر خوردن طوطی سخن گویت

11. چون جام به کف گیری با آن همه گیرایی

12. گرمی نکند صهبا با نازکی خویت

13. تا چشم زدم بر هم بربود مرا از من

14. ختم است فسون کردن بر غمزه ی جادویت

15. جز با تو نمی باشم زیرا نتوان بودن

16. در مظلمه ی هجرت بی مشعله ی رویت

17. بی چاره نزاری را مرجع تو و ملجأ تو

18. عیبش نتوان کردن گر میل کند سویت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* غنچه را لب‌بسته بینی نسترن را پاره‌دل
* لاله را در زیر خون بینی و نرگس را نزار
شعر کامل
عطار
* حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
* که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
شعر کامل
حافظ
* مرا پیری اگر چون مرده در کافور خواباند
* زکار عشق کی دست و دل من سرد می سازد؟
شعر کامل
صائب تبریزی