نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 395

1. خدای با تو کسی را دل آشنا مکناد

2. وگر کند چو من از خان و مان جدا مکناد

3. چو من ضعیف و حزین و نزار مرغی را

4. به دام و دانه ی عشق تو مبتلا مکناد

5. اسیر عشق تو کردم دل از طریق صواب

6. کس از طریق صواب این چنین خطا مکناد

7. امید هاست مرا کز خودم جدا نکنی

8. وگر تو قصد جدایی کنی خدا مکناد

9. اگر وفای تو تا زنده ام خلاف کنم

10. امید من ز تو بخت بدم وفا مکناد

11. زمانه تا به اجل نگسلد نفس ز تنم

12. غم تو دامن جانم دمی رها مکناد

13. روا مدار که کام دلم روا نکنی

14. روا کنی تو ولیکن دلت روا مکناد

15. بترس کز تو بنالم به کردگار شبی

16. که کردگار به سوز منت جزا مکناد

17. نزاری از تو بد افتاد و گرچه بد کردی

18. خدای با تو همان کرده ی تو وامکناد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
* بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
شعر کامل
حافظ
* پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت
* هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن
شعر کامل
حافظ
* می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار
* تخم محبت است که در دل بکارمت
شعر کامل
حافظ