نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 408

1. چه چاره سازم اگر آن نگار برگردد

2. نهان شود ز من و آشکار برگردد

3. حجاب کردم با خود ز بیمِ طعنه و لیک

4. به طعنه کی دلم از غم گسار برگردد

5. از آن حجاب نمایم چو یار مستورست

6. که چشمِ بد رسد و روزگار برگردد

7. اگرچه دولتم از دولت است با من یار

8. ولی مباد که دولت ز کار برگردد

9. اگر زیاریِ اقبال بر نمی گردم

10. روا بود که ز اقبال یار برگردد

11. وفا نکوست از آن دامن وفا گیرم

12. که بی وفا را یار از کنار برگردد

13. مرا ز عالمیان اختیار آمد یار

14. به اختیار کسی ز اختیار بر گردد

15. مقامِ زهد گرفتم چو زاهدی بودم

16. به زهد و توبه هرگز خمار بر گردد

17. نه زهد خواهم و مقصود زاهدست مرا

18. ز زهد هرکه چو من شد به عار برگردد

19. نزاری از می و معشوق بر نخواهد گشت

20. اگر محیطِ سپهر از مدار برگردد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو خورشید تیغ از میان برکشید
* شب تیره گشت از جهان ناپدید
شعر کامل
فردوسی
* بیخودان از جستجو در وصل فارغ نیستند
* قمری از حیرت همان کوکو زند در پای سرو
شعر کامل
صائب تبریزی
* طلسمی که ضحاک سازیده بود
* سرش به آسمان برفرازیده بود
شعر کامل
فردوسی