نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 410

1. اگرم باز ملاقات میسّر گردد

2. بخت باز آید و ادبار ز من برگردد

3. گرچه با هم چو منی وصلِ تو از رویِ قیاس

4. صورتی نیست که در عقل مصوّر گردد

5. هم بکوشم که به هر گاه که یک روی کنند

6. هر چه مطلوب بود زود میسّر گردد

7. نیک بخت است که بر خاکِ سر کویِ حبیب

8. رخصتی یابد و چون خاک مجاور گردد

9. بختِ من بین که رقیبم چو ببیند از دور

10. با گران جانی در حال سبک بر گردد

11. سرِ مویی نکند در دلِ سنگینش اثر

12. گر به سیل آبِ سرم خاک به خون تر گردد

13. گردِ کویِ تو به بویِ سرِ زلفت گردم

14. هم چو پروانه که بر شمعِ معنبر گردد

15. گوشه یی بر فکن از برقع و طلعت بنمای

16. تا به دیدارِ توم دیده منوّر گردد

17. روزگاری ست که بر ماهِ تو مهر آوردم

18. دلِ حر با صفتم ز آن همه بر خور گردد

19. هر که را آرزویِ مهر و وفا خواهد کرد

20. چون نزاری ز پیِ ازهر و مزهر گردد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
* دردا که این معما شرح و بیان ندارد
شعر کامل
حافظ
* شب عاشقان بی‌دل چه شبی دراز باشد
* تو بیا کز اول شب در صبح باز باشد
شعر کامل
سعدی
* جان میده وداد طمع و حرص مده
* غم میخور و نان منت آلوده مخور
شعر کامل
عبید زاکانی