نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 549

1. آن کدام‌اند و کیان‌اند و کجا می‌باشند

2. کز خرد دور و برانگیخته با اوباش‌اند

3. گرچه آزرده و رنجور شود دل‌هاشان

4. از جفای دگران سینۀ کس نخراشند

5. برِ این کِشته گر ابلیس خورد گر آدم

6. هم‌چنان مجتهدان دانۀ خود می‌پاشند

7. گر به دربانیِ دل نصب شوی قانع باش

8. ماه و خورشید در این پرده‌سرا فرّاش‌اند

9. نیست با مردمِ نادان سخنِ منکر حق

10. که ندانی که گدایانِ خدا قلّاش‌اند

11. خویشتن را ز خدا دان و منافق بشمار

12. اغلب اربابِ حقایق به جهالت فاش‌اند

13. واعظ آن است که اثبات کند نفیِ وجود

14. گز ز من راست بپرسی دگران فحّاش‌اند

15. صلح کرده‌ست و سپر بر سرِ آب افکنده‌است

16. با نزاری همه زان در جدل و پرخاش‌اند


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو نرکس تا به کی ساغر پرستی
* قدح در دست و سر در خواب مستی؟
شعر کامل
سلمان ساوجی
* راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
* بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
شعر کامل
حافظ
* دانی که در شریعت ما کیست کشتنی
* بیگانه‌ای که هیچ نگشت آشنای تو
شعر کامل
فروغی بسطامی