نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 611

1. یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگر

2. ترک ما کرد گرفته‌ست مگر یارِ دگر

3. وعدۀ وصل همی‌داد و نمی‌کرد وفا

4. داشت هر روز بیاراسته بازارِ دگر

5. گفته بود از منش این‌بار دری نگشاید

6. گو برو از پیِ یاری دگر و کارِ دگر

7. از خدا شرم ندارد که روا می‌دارد

8. هر نفس بر تنِ رنجورِ من آزارِ دگر

9. می‌روم دامنِ دل‌چاک و گریبانِ وصال

10. تا کجا و کی و چون دست دهد بارِ دگر

11. من به صد جور از او روی نپیچم گرچه

12. هرکس از رویِ دگر می‌کند انکارِ دگر

13. زاریِ زارِ نزاری بکند هم اثری

14. زارتر خود ز نزاری نبود زارِ دگر


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
* خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
شعر کامل
حافظ
* نازک شده است خاطر گل ورنه پیش ازین
* در گوش باغ نغمه بلبل گران نبود
شعر کامل
صائب تبریزی
* به تماشای سر زلف تو عقل از سر من
* نه چنان رفت که دیگر به سرم باز آید
شعر کامل
صائب تبریزی